محمد بن هندوشاه نخجوانى
53
صحاح الفرس ( فارسى )
بيت « 1 » همى از آرزوى كير خواجه را [ گه خوان « 2 » ] * بجز « زويش » « 3 » نباشد خورش بخوانش بر و منجيك گفت : بيت اگر من زويجت بخورد [ م ] گهى « 4 » * تو اكنون بيا و ز [ و ] يجم « 5 » بخور [ فصل سين ] « 6 » سارنج : مرغكى باشد « 7 » كوچك . صفار « 8 » گفت : بيت « 9 » تو كودك خرد « 10 » و من چنان سارنجم * جانم ببرى همى ندانى رنجم سپنج : آرامگاه باشد و جاى مهمانى « 11 » و خانهء عاريتى نيز گويند ( و سه پنج نيز تواند بود ) « 12 » فردوسى گفت : بيت « 13 » چنين است رسم سراى سپنج * گهى ناز و نوش و گهى درد و رنج سمج : « 14 » نقب باشد و اين لفظ از اتباع بود گويند : « كنج و سمج » . ( رودكى گفت ) : بيت رو « 15 » به آن كنج اندرون « 16 » خمى بجوى * زير او سمجيست بيرون ( شو ) « 17 » بدوى [ فصل شين ] « 18 » شكنج : شكن و تاب بود . چنان كه شيخ مصلح الدين سعدى شيرازى فرمايد « 19 » : بيت در شكنج سر زلف تو دريغا دل من * كه گرفتار دو مارست بد « 20 » ين ضحاكى « 21 » شنج « 22 » : سرين مردم و چهارپاى بود « 23 » . منجيك گفت : بيت « 24 » پيرى و دراز خشك شنجى * [ گويى بگه آلوده لتره غنجى ] « 25 »
--> ( 1 ) - ك : اين مثال را ندارد ( 2 ) - داخل قلاب نقل از « حاشيهء لف 57 » ( 3 ) - ط : زويش ( زويش زويج . در سه نسخه از لغت فرس « زونج » با نون آمده فقط در « لفن » زويج با ياء ضبط شده چنان كه در كتاب حاضر . نيز در وفائى « زويج » با يا آمده است . صورت ديگر اين كلمه يعنى « زويش » كه در شعر شاهد ديده مىشود فقط در نسخهء « ط » از اين كتاب صحاح الفرس مضبوط مانده و در فرهنگهاى ديگر ديده نشد . استاد فروزانفر پس از ديدن اين توضيح نوشتهاند : « پس زونج با نون درست نيست » ) ( 4 ) - ك : زونجت بخوردم دمى . ( 5 ) - ك : زونجم ( 6 ) - ط / ك : عنوان را ندارد ( 7 ) - ك : است ( 8 ) - ط : صغار ( 9 ) - ك : اين مثال را ندارد ( 10 ) - ط : خورد ( 11 ) - ك : آرامگاه و جاى مهمانى ( 12 ) - داخل دو هلال از « ك » ( 13 ) - ك : مثال را ندارد ( 14 ) - ك : « سمج : نفت ( ظ : نقب ) باشد و اين لفظ از اتباع بود . سمج كنج سوراخ كنج خانه باشد » ( 15 ) - ك : شور « لف 62 » : شو بدان . ( 16 ) - ك : اندرو ( 17 ) - ط : داخل دو هلال را ندارد . ( 18 ) - ط / ك : عنوان را ندارد . ( 19 ) - ك : « تاب و پيچ باشد شيخ سعدى گفت . » ( 20 ) - ط : بان ( متن از غزليات سعدى باهتمام مرحوم محمد على فروغى ص 329 ) ( 21 ) - ك : كه گرفتار دو مار است چه مار ضحاك . ( 22 ) - ط : شبح ( هم در « ط » هم در « ك » و هم در « وفائى » اين لغت پيش از لغت « شكنج » ضبط شده ) ( 23 ) - ك : چهارپايان است . ( 24 ) - ك : مثال را ندارد ( 25 ) - داخل قلاب از « لف 70 » و در اين كتاب : « پيرى و درازى و . . . »